محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4125

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سر را بگرفتند و به خاك سپردند . گويد : جنيد سوى سمرقند رفت و زن و فرزند كسانى را كه همراه سوره بوده بودند به مرو فرستاد و چهار ماه در سغد بماند . گويد : و چنان بود كه صاحبرأى خراسان در كار جنگ ، مجشر بن مزاحم سلمى بود و عبد الرحمان بن صبح خرقى و عبيد الله بن حبيب هجرى . مجشر كسان را به ترتيب پرچمهايشان جا مىداد و پادگانها مىنهاد و رأى هيچكس در اين مورد همانند وى نبود . وقتى حادثهء مهمى در مورد جنگ رخ مىنمود رأى هيچكس همانند عبد الرحمان بن صبح نبود . آرايش نبرد با عبيد الله بن حبيب بود . كسانى از وابستگان نيز در رأى و مشورت و اطلاع از كار نبرد مانند اينان بودند : از آن جمله فضل بن بسام وابستهء بنى ليث و عبد الله بن ابى عبد الله وابستهء بنى سليم و بخترى بن مجاهد وابستهء بنى شيبان . گويد : وقتى تركان به ديار خويش رفتند ، جنيد سيف بن وصاف عجلى را معين كرد كه از سمرقند پيش هشام رود كه بترسيد و از راه بيمناك شد و خواست معافش بدارد كه معافش داشت و نهار بن توسعه يكى از بنى تميم اللات و زميل بن سويد مرى را فرستاد و به هشام نوشت كه سوره اطاعت من نكرد ، دستورش دادم كه از آب جدا نشود اما رعايت نكرد و ياران وى از اطرافش پراكنده شدند و گروهى از آنها در كش پيش من آمدند و گروهى در نسف و گروهى در سمرقند ، و سوره با بقيهء يارانش كشته شدند . گويد : هشام نهار بن توسعه را پيش خواند و خبر را از او پرسيد كه با وى بگفت . گويد : نهار بن توسعه در اين باب شعرى گفت به اين مضمون : « قسم به دينت ، وقتى مرا فرستادى « رعايت من نكردى